جای خالی سلوک در موسیقی ایران

سید فؤاد توحیدی
سید فؤاد توحیدی

موسیقی ایرانی و همانا موسیقی شرقی، هنری است روح‌افزا که بیشتر آن بر پایه عرفان و کشف و شهود استوار شده است همان‌گونه که سهم بیشتر ادبیات و معماری ما این‌گونه است. می‌شود گفت تمام یادگارهای مانای موسیقایی و هنری ایران از شاهراه الهام و بیخودی گذشته‌اند. شکی نیست که هنرمندان ما سالکانی بوده‌اند که وادی به وادی راه پیموده‌اند تا از مرز داشته‌هایشان فراتر روند و در دریای بیکران الهام غوطه‌ور شوند. سلوک آن‌ها یک‌سویه نبوده است. آن‌ها انسان شده‌اند در کنار هنرمند شدن. من بر این باورم تا کسی انسان نشود هیچ‌گاه هنرمند سترگ و آفریننده‌ای نمی‌شود و تنها با هنر بازی می‌کند.

اگر به دیدار مسجد شاه اصفهان رفته باشید می‌بینید که معمار بنا نام خود را واژگون و ناهمگون با آن سازه باشکوه در بین کاشیان گذاشته است با این پیام که این زیبایی از جای دیگری است و بزرگ آفریدگار گیتی، تنها آفریننده این بنا نه من که یک کارگر ساده بوده‌ام برای برپایی این آفرینش بی‌همتا. این شناخت ژرف بدون سلوک به دست نمی‌آید و این همان است که مولانا می‌فرماید ما چو چنگیم و تو زخمه می‌زنی. چیزی که در میان این فرهیختگان کم‌ارزش بوده است به دست آوردن پول و ثروت است. آن‌ها هیچ‌گاه چشم‌داشت مادی به معنای امروزی نداشته‌اند. برای آن‌ها کار خوب و خلاقانه مهم بوده است نه بهای مادی آن.

چیزی که در دنیای امروز کمتر دیده می‌شود. شکی نیست که معامله در هنر مسیر آفرینش را کژ و ناراست می‌کند. شوربختانه جهان از دوره‌ای به راه ثروت‌اندوزی و به دست آوردن منابع مالی متمرکز شد و این ایده‌ی غیرانسانی به عنوان هدف اصلی سرزمین‌ها برگزیده شد. معنویت و بی‌نیازی از تشریفات و بازیچه‌های دنیایی به انزوا نشست و بیشتر مردمان بدون فکر به دام افتادند و تنها هدف آن‌ها مال‌اندوزی شد. هنر هم برای بیشتر اهلش به پیشه‌ای مادی رنگ باخت. در این میان سلوک از راه هنر برچیده شد و فن و تکنیک و رنگ و لعاب و سر و صدا جای آن را گرفت. بسیاری از بی‌هنران پر صدا برای فروش آثارشان به مفهوم‌سازی‌های دروغین برای آثارشان پرداختند. گروهی پا را فراتر گذاشتند و گفتند ما دنبال بی‌مفهومی هستیم و هر چه بی‌معناتر و بی‌محتواتر بهتر. خود من شاهد این فروپاشی هنری بودم و خود به چشم خویشتن دیدم که هنر و موسیقی چگونه از عرش به فرش افتادند. هبوطی غمبار برای هنر ارزشمند ما.

مدتی پیش گفت‌وگویی با همسر جناب بنان شنیدم که ایشان دوست نداشتند کسی استاد خطابشان کند و اعتقاد داشتند جایی که اساتید بزرگ موسیقی هستند درست نیست به من استاد خطاب شود. در حال حاضر من افرادی را می‌شناسم که یکی دو سال موسیقی کار می‌کنند ولی هنرجو گرفته‌اند و اگر کسی به آن‌ها استاد نگوید دلخور می‌شوند و این یعنی جای خالی سلوک. در هر صورت شرایط به طرز غریبی دگرگون شده و آثار تولیدی هم در پایین‌ترین سطح هنری. در همین موسیقی ایران بعد از جدایی هنری شهرام ناظری و جلال ذوالفنون و یا پرویز مشکاتیان و محمدرضا شجریان دیگر کاری شش‌دانگ و شهودانه در موسیقی ایران نشنیدم. حتی محمدرضا لطفی و کیانی نژاد و علیزاده هم دیگر آثارشان از شکوه گذشته فاصله گرفت. افرادی مانند جلیل عندلیبی بعد از ساخت چند شاهکار به سمت موسیقی ترکیه رفتند و شوربختانه به مزه‌مزه کردن راه‌های رفته آن‌ها بسنده کردند.

هنرمندانی مانند مجید درخشانی و داوود آزاد و کیوان ساکت هم چیزی بر هنر لطفی و بیگچه خانی و وزیری نیافزودند. مشکل بزرگ دیگر تغییر روند اجرای موسیقی است. در گذشته گروه‌ها دور هم ساز می‌زدند و با حال یکدیگر به وحدت می‌رسیدند ولی در عصر حاضر بیشتر نوازندگان و خوانندگان به صورت انفرادی به استودیو می‌روند و پارت خود را اجرا می‌کنند و این یعنی خالی شدن موسیقی از حس و حال واقعی. در اکنون معمولاً اولین پرسش دستمزد اجراست نه کیفیت اجرا. بیشتر مردم تصمیم گرفته‌اند از ساده زیستی فاصله بگیرند و دنبال تجملات زندگی باشند. البته گروه بسیاری از مردم در به دست آوردن دست‌کم‌های زندگی هم مانده‌اند و این تنها به این دلیل است که در کورس جهانی مال‌اندوزی جا مانده‌اند و یا شرافت خود را به مال‌اندوزی نباخته‌اند. کم انسان‌هایی را می‌شناسم که با دست خالی دلی بزرگ دارند و غرق این بازی‌ها نشده‌اند. ساده زندگی می‌کنند ولی درست. از بیت شعری یا زخمه سازی چنان مست می‌شوند و خوش احوال که هیچ چیز را به لذت آن تاخت نمی‌زنند. مشکل دیگر این روزها این است که اگر کاری فاخر هم شکل بگیرد مخاطب ندارد و یا مخاطب بسیار کم. به‌راستی کار فاخر مخاطب فاخر می‌طلبد که کیمیاست.

شاید به تلخی باید پذیرفت این سر و صداهای موسیقایی برازنده گوش‌های امروز است و این معماری بی‌پدر و مادر در خور چشم‌های بی‌فروغ نسل امروز. درک هنر و موسیقی ایران مانند خلق آن سلوک می‌خواهد. شناخت تاریخ، فرهنگ، ادبیات و عرفان پیش‌نیاز درک هنر ایرانی است. اکنون که همه سرگرم چیزهای دیگرند و از این واجبات غافل چگونه توقع شناخت و فهم و لذت باید داشته باشیم؟

هنر ایران چکیده‌ای است از معنویت و سلوک انسانی.

و باز به گفته مولانای جان

محرم این هوش جز بیهوش نیست

مر زبان را مشتری جز گوش نیست

یاحق

حال و هوای موسیقی امروز کرمان

آریابرزن غیبی
آریابرزن غیبی

از اواخر تابستان امسال تا کنون پانزده گروه موسیقی کرمانی به صورت رسمی کنسرت موسیقی برگزار کرده‌اند. این آمار نسبت به گذشته بی‌سابقه است و نشان از رشدِ فرهنگی و هنری موسیقی‌دانان و همشهریان کرمانی دارد. در سالیان گذشته شاید ماهی یک بار اجرای یک گروه موسیقی کرمانی برگزار می‌شد، اما الآن تقریباً هر آخرِهفته یک اجرای موسیقی توسط گروه‌های کرمانی برگزار می‌شود. این پیشرفتِ فرهنگی نشانه‌ی تغییراتی در ساختار فکری هنرمندان و همشهریان است.

جامعه به برگزاری برنامه‌های فرهنگی و هنری همچون کنسرت موسیقی، اجرای تئاتر، نمایش فیلم، گالری نقاشی، عکس و هنرهای تجسمی نیاز دارد. عموم جامعه، بخش زیادی از زمان روزانه‌ی خود را درگیر کار و زندگی روزمره‌ هستند، اما نیاز به تفریح و سرگرمی دارند. متأسفانه در سال‌های اخیر، به دلیل خلأ برنامه‌های فرهنگی و هنری، یکی از تفریح‌های رایجِ مردم در کرمان رفتن به کافه، رستوران و فست‌فودی است. اگر روزبه‌روز تعداد برنامه‌های فرهنگی و هنری افزایش یابد، استقبال مردم نیز بیشتر خواهد شد و به مرور زمان باعث افزایش آگاهی جامعه و سوادِ هنری مردم می‌شود.

تماشا و شنیدن یک اجرای موسیقیِ خوب، دیدن یک تئاتر یا فیلم، بازدید از یک نمایشگاه آثار هنرهای تجسمی، بسیار لذت‌بخش و سرگرم‌کننده است، اما در کنار لذت و سرگرمی، باعث آموزش و افزایش آگاهی می‌شود. یک هنرِ خوب، می‌تواند در کنار لذت و سرگرمی، پیام‌رسان باشد و به افزایش آگاهی عمومی جامعه بپردازد. یک هنرِ خوب، همچون مطالعه‌ی کتاب، می‌تواند باعث افزایش معرفت و دانش شود و مخاطب را وادار به تفکر کند.

هنر از هزاران سال پیش به دست بشر خلق شده و هیچ‌گاه از بین نرفته است. جامعه در هر شکل و شمایلی که باشد به هنر نیاز دارد و متقابلاً هنر به جامعه نیازمند است. هنر بخشی از فرهنگ، فراموش نشدنی هر جامعه است و باید برای ترویج و گسترش آن کوشا بود. یک هنرمند، با هنرش می‌تواند پیام خود را به مخاطب برساند. شاید اگر یک پیام، خیلی ساده به کسی گفته شود، تأثیر خاصی در فرد نگذارد، اما انتقال همان پیام با هنر، می‌تواند تأثیر بسیار متفاوتی در جامعه بگذارد، زیرا هنر با ضمیر ناخودآگاه در ارتباط است.

زیباییِ هنر، دریچه‌های ضمیر ناخودآگاه فرد را باز می‌کند و پیام هنرمند، در ضمیر ناخودآگاه فردی نقش می‌بندد و زمانی که هنر در جامعه گسترش یابد باعث می‌شود که این پیام در ضمیر ناخودآگاه جمعی نیز شکل بگیرد. وقتی به کسی چیزی گفته‌ می‌شود، مستقیم با خودآگاه آن فرد ارتباط برقرار می‌شود، اما وقتی همان حرف و یا پیام را از طریق هنر منتقل شود، این ارتباط با ضمیر ناخودآگاه است و بسیار تأثیرگذارتر و کارسازتر است.

تحقیقات بسیاری در مورد تأثیر موسیقی بر ذهن و عملکرد ذهنی انجام شده و بر طبق این تحقیقات ارتباط مستقیمی بین شنیدن موسیقی و پیشرفتِ عملکرد ذهنی مشخص شده است، اما می‌توان گفت که هر موسیقی نمی‌تواند تأثیر قابل‌توجهی بگذارد. دسته‌ها و گونه‌های مختلفی از موسیقی وجود دارد که هر کدام دارای ویژگی‌های متفاوتی هستند.

در یک دید کلی، موسیقی به سه دسته اصلی: موسیقی مردمی، موسیقی کلاسیک و موسیقی مردم‌پسند تقسیم می‌شود. موسیقی مردمی، موسیقی است که مخصوص اقوام بوده و قدیمی‌ترین دسته موسیقی در جهان است. انسان‌ها از نخستین روز‌های حیاتشان در کره‌ی زمین در قالب گونه‌ی انسان خردمند و در زمان انقلاب شناختی، موسیقی را کشف کرده و از آن استفاده کرده‌اند. موسیقی اولین هنری است که انسان به آن روی آورده و از آن در مراسم خود استفاده می‌کرده است. این موسیقی که در طول تاریخ بشریت، همیشه جاری و همراه فرهنگ اقوام بوده، فُولک میوزیک (Folk music) یا موسیقی مردمی نام دارد که با گذشت زمان و پیشرفت سازها، پیشرفت کرده و دچار تغییراتی شده است. بعد از گذشت هزاران سال از انقلاب شناختی بشر، در زمانی که انسان‌ها به یکجانشینی و تمدن شهرسازی روی آوردند و همزمان دولت‌ها و حکومت‌ها ایجاد شدند، در زمان انقلاب کشاورزی و دام‌پروری، گونه‌ی دیگری از موسیقی به نام کُورت میوزیک (court music) یا موسیقی درباری پدیدار شد که ریشه‌های آن از گونه موسیقی مردمی گرفته شده بود ولی کم‌کم مسیر متفاوتی را طی کرد و به تکامل رسید و گونه‌ی موسیقی کلاسیک را بنا ساخت. در ادامه تاریخ بشر، در زمان انقلاب علمی و صنعتی، با هجوم مردم از روستاها به شهر و خلأ موسیقی در بافت شهری، گونه‌ی موسیقی پاپیولار (Popular music) یا موسیقی مردم‌پسند یا موسیقی عامه‌پسند پدیدار شد تا نیاز جوامع شهرنشین را برطرف کند. این‌گونه از موسیقی در ابتدا برگرفته از موسیقی کلاسیک ساده و قابل‌فهم برای عموم مردم و موسیقی مردمی بود و سپس مسیر خود را از موسیقی کلاسیک جدا کرد و هویتی مستقل برای خود پیدا کرد.

با یک نگاه کلی به تاریخ موسیقی بشر می‌توان دریافت که اولین و اصلی‌ترین گونه موسیقی بشر، موسیقی مردمی یا موسیقی نواحی است که همواره در تاریخ بشر حضور داشته و یکی از مهمترین شاخص‌های فرهنگی هر قوم و ملیت است. هر قوم برای خود موسیقی را به‌گونه‌ای تعریف کرده و عناصر و ویژگی‌های منحصربه‌فرد خود را دارد. اقوام مجاور از شاخصه‌های فرهنگی یکدیگر الگوبرداری کرده و این باعث می‌شود که اقوام مجاور، فرهنگ‌ها و ویژگی‌های مشابه داشته باشند.

در زمان حال، هر سه دسته اصلی موسیقی در کشورهای دنیا و به خصوص کشور ایران وجود دارد. موسیقی کلاسیک غربی، به دلیل تسلط غرب در قرن بیستم بر اکثر کشورها و امپریالیسم غرب، در کشور ما هم ظهور پیدا کرده و اکنون بخش مهمی از فضای موسیقی ایران را به خود اختصاص داده است. در زمان حال حاضر، چهار دسته اصلی در موسیقی کشور ایران وجود دارد، موسیقی کلاسیک ایرانی، موسیقی کلاسیک غربی، موسیقی مردمی (موسیقی نواحی یا فولک موزیک) و موسیقی مردم‌پسند (موسیقی پاپیولار یا پاپ).

از بین این گونه‌ها و دسته‌های موسیقی، موسیقی پاپ از گونه‌های دیگر ساده‌تر بوده و تأثیر چندانی بر آگاهی و رشد فکری و ذهنی ندارد، اما متأسفانه بخش عمده‌ای از اجراهای موسیقی سراسر کشور به گروه‌های پاپ تعلق دارد؛ اما از سوی دیگر موسیقی‌های کلاسیک ایرانی (موسیقی سنتی ایرانی) و موسیقی کلاسیک غربی، به دلیل ساختارهای پیچیده و عناصر موسیقایی گسترده، ذهن را بسیار درگیر کرده و باعث تفکر و افزایش آگاهی و پیشرفت عملکرد ذهنی‌ می‌شود.

در کرمان به جز اجرای گروه‌های موسیقی کرمانی، کنسرت گروه‌های پاپِ تهرانی نیز بسیار رایج است و افسوس که تعداد سانس‌های اجرای گروه‌های موسیقی پاپِ تهرانی بسیار بیشتر از گروه‌های کرمانی است. متأسفانه اکثر گرو‌ه‌های تهرانی وقتی به کرمان می‌آیند، حتی موسیقی خودشان را به صورت زنده اجرا نمی‌کنند و اصطلاحاً از شیوه‌ی پلی‌بک استفاده می‌کنند، اما حتی بیشتر مخاطبان کرمانی متوجه این امر نیستند و به خاطر شهرت خوانندگان پاپ، با هر قیمتی بلیط تهیه می‌کنند و به تماشای کنسرت اجرای موسیقی غیره‌زنده می‌روند.

این در حالی است که گروه‌های کرمانی، هم موسیقی فاخر و ارزشمندی را ارائه می‌کنند و هم موسیقی را به صورت کاملاً زنده اجرا می‌کنند. هر چه موسیقی فاخرتر باشد، تأثیر آن بر رشدِ فکریِ جامعه بیشتر خواهد بود و از آن طرف هرچه موسیقی سطحی‌تر باشد، تأثیر آن کمتر و یا شاید صفر باشد. اغلب موسیقی‌های پاپِ امروزی فقط برای سرگرمی است و تأثیری در میزان آگاهی و خردِ جمعی ندارد. حضور موسیقی پاپ در اجراهای کرمان خوب است و باعث سرگرمی و لذت است اما کاش به همان نسبت گروه‌های موسیقی کلاسیک ایرانی و غربی هم به کرمان دعوت می‌شدند و تعداد اجراهای موسیقی فاخر در کرمان بیشتر می‌شد. ای کاش از گروه‌های کرمانی حمایت بیشتری می‌شد تا انگیزه و توان بیشتری برای ادامه مسیر داشته باشند و روزبه‌روز گروه‌های بیشتری تشکیل شود.

مردم کرمان سالانه هزینه‌ی مشخصی را برای پول بلیط کنسرت پرداخت می‌کنند، اما اکثر این سرمایه از استان کرمان خارج می‌شود و کمکی به رشد صنعتِ موسیقی کرمان نمی‌کند. کاش بشود با برنامه‌ریزی‌های بهتر و حمایت‌های بیشتر، بخش قابل‌توجهی از این سرمایه را در کرمان نگه داشت و باعث پیشرفتِ هنرِ موسیقی کرمان شد.

امید است که هنرِ موسیقی کرمان تا حدی پیشرفت کند تا از هفته‌ای یک اجرا به روزی یک اجرا در هر سالن کنسرت کرمان برسد تا جامعه‌ای شاد، آگاه و متفکر ساخته شود.

موسیقی، ملت و مدرنیته در ایرانِ معاصر

شهاب جعفری
شهاب جعفری

مدرس موسیقی و پژوهشگر هنر

خوانشی جامعه‌شناختی از اندیشه و آثار روح‌الله خالقی

***

این مقاله به بررسی نقش روح‌الله خالقی در شکل‌گیری گفتمان موسیقی ملی ایران با تمرکز بر نسبت میان موسیقی، ملت و مدرنیته می‌پردازد. خالقی ازجمله موسیقی‌دانانی است که کوشید در بستر تحولات اجتماعی و فرهنگی ایران سدهٔ بیستم، موسیقی را به رسانه‌ای برای بیان هویت ملی بدل سازد. پرسش اصلی پژوهش آن است که اندیشه‌ها و آثار خالقی چگونه در فرآیند ملت‌سازی فرهنگی و مواجهه با مدرنیته عمل کرده‌اند. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش تحلیل اسنادی، آثار موسیقایی، نوشته‌ها و فعالیت‌های آموزشی خالقی را در پیوند با گفتمان ملی‌گرایی فرهنگی بررسی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که موسیقی خالقی واجد کارکردی فراتر از بیان هنری بوده و به‌مثابه کنشی فرهنگی در سامان‌دهی هویت جمعی، ایجاد پیوستگی اجتماعی و بازتعریف نسبت سنت و نوگرایی ایفای نقش کرده است. کلیدواژه‌ها: روح‌الله خالقی، موسیقی ملی، مدرنیته فرهنگی، هویت جمعی، جامعه‌شناسی موسیقی، ملت‌سازی

• مقدمه ورود ایران به سدهٔ بیستم با دگرگونی‌های عمیق اجتماعی، سیاسی و فرهنگی همراه بود. پروژهٔ مدرن‌سازی که در سطوح مختلف جامعه دنبال می‌شد، حوزهٔ فرهنگ و هنر را نیز دربر گرفت. موسیقی، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین جلوه‌های فرهنگ نمادین، به عرصه‌ای برای بازاندیشی دربارهٔ سنت، هویت و نسبت با جهان مدرن تبدیل شد. در این میان، ایدهٔ «موسیقی ملی» به‌مثابه پاسخی فرهنگی به این تحولات مطرح گردید. روح‌الله خالقی در متن این دگرگونی‌ها، نقشی محوری در صورت‌بندی موسیقی ملی ایران ایفا کرد. او نه‌تنها آهنگساز، بلکه نظریه‌پرداز، آموزگار و کنشگر فرهنگی بود که موسیقی را ابزاری برای بیان ایرانِ نوین می‌دانست. خالقی می‌کوشید بدون گسست کامل از سنت موسیقی دستگاهی، آن را با الزامات جامعهٔ مدرن همساز سازد. از این منظر، بررسی آثار او صرفاً در چارچوب موسیقی‌شناسی کافی نیست و نیازمند نگاهی جامعه‌شناختی است که موسیقی را در پیوند با قدرت، هویت و ساخت اجتماعی معنا کند.

• چارچوب نظری و پیشینهٔ پژوهش مطالعات جامعه‌شناسی موسیقی نشان می‌دهند که موسیقی می‌تواند نقشی اساسی در تولید و بازتولید هویت جمعی ایفا کند. از دیدگاه کلاسیک، دورکیم موسیقی را واجد کارکرد آیینی می‌داند که در آن احساس همبستگی اجتماعی تقویت می‌شود. در رویکردهای معاصر نیز، موسیقی به‌عنوان شکلی از «حافظهٔ فرهنگی» در شکل‌دهی به روایت‌های ملی مورد توجه قرار گرفته است. در پژوهش‌های مرتبط با موسیقی ایران، آثار متعددی به تاریخچهٔ موسیقی ملی و نقش نهادهای رسمی پرداخته‌اند. با این حال، در بسیاری از این مطالعات، خالقی بیشتر به‌عنوان چهره‌ای تاریخی معرفی شده و کمتر به‌مثابه کنشگری فرهنگی در دل پروژهٔ مدرنیتهٔ ایرانی تحلیل شده است. این مقاله می‌کوشد با تمرکز بر همین خلأ، نقش خالقی را در پیوند میان موسیقی و ملت‌سازی فرهنگی بازخوانی کند.

• روش پژوهش حاضر از نوع کیفی و مبتنی بر تحلیل اسنادی است. داده‌ها شامل آثار موسیقایی خالقی، نوشته‌های نظری او، اسناد مرتبط با فعالیت‌های آموزشی و پژوهش‌های ثانویه دربارهٔ موسیقی ملی ایران است. تحلیل داده‌ها با تکیه بر مفاهیم جامعه‌شناسی فرهنگ و نظریه‌های هویت جمعی انجام شده و آثار خالقی در بستر اجتماعی و تاریخی زمانهٔ او تفسیر گردیده‌اند.

***

ادامه این مطلب را در سرمشق شماره ۹۳ مطالعه فرمایید.