گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود و لیک به خون جگر شود
اینروزها در حال خواندن کتاب «سیمای جنگ» هستم، خاطرات مارتا گلهورن رماننویس، خبرنگار جنگی و همسر ارنست همینگوی.
او سالها به مناطق مختلف جنگی رفته و گزارش تهیه کرده است.
کتاب گزارشی است درباره جنگهای هشت ساله در هشت کشور دنیا. «مردم همه عادی هستند هر اتفاقی که برای آنها افتاده برای دیگران هم افتاده است او عقیده دارد در جنگ طرح واحدی وجود دارد؛ اقدامی که گرسنگی، بیخانمانی، ترس، درد و مرگ به دنبال دارد».
و این، حکایت همۀ روزگار مااست که حرفها، نگرانیها، گلایهها، حول محور جنگ و ...
هر روز به تعداد افرادی که خود را خبرنگار میدانند، افزوده شده است. روزگاری، خبرنگار تعریفی دقیقتر و حوزه کاری مشخصتری داشت؛ اما امروزه به مدد تغییرات فناورانه و تسهیل در تولید و توزیع محتوا و با رواج پدیدههای شهروند-خبرنگاری، فعال مجازی، انسان-رسانه و اصطلاحات مشابه، زیست، بوم نوینی شکل گرفته و مخاطبان و مصرفکنندگان دیروز، به تولیدکنندگان امروز تبدیل شدهاند.
میان تعریف حرفهای خبرنگار و روزنامهنگار با واژههای رایج تفاوتهای فراوانی وجود دارد اما درهمتنیدگی فضاهای دیجیتال و تغییر فرایندهای فعالیت رسانهای راهی جز همراهی با تغییر را برای رسانهها و رسانهایها باقی نمیگذارد. فضایی که انحصار و مرزبندیهای ...
شاهنامه بازآفرینی شکوه و شوکت گذشته، توصیف کردار و منش شاهان راستین و آرمانی و پهلوانان اسطورهای است. میراث گرانبهایی است که دربردارندۀ فرهنگ پیشین و ارائهدهندۀ نشانههایی برای شناخت اصالت و هویت ایرانی است که ارج نهادن به آداب و سنتها و باورهای گذشتگان و توجه به مضامین داستانهای ملی و درونمایۀ ارزشمند اسطورهها از بارزترین ویژگیهای محتوایی آن به شمار میرود و تلاش در راه انتقال آن اندیشهها و ارزشها به شیوهای شیواتر و مؤثرتر بهمنظور ماندگاری بیشتر و بهره رساندن به نسلهای آینده از آن ادب و آداب؛ از مهمترین هدفهای سرایندۀ آن بوده است. در حقیقت ...
در اواخر سدۀ گذشته، غزل فارسی در میانۀ یک گذار دشوار، میان دو مرز بیثبات ایستاده بود؛ از سویی، تازیانههای تند سیاست و شعارهای بلند مشروطه آن را از خلوت عاشقانه به میدان خطابه کشانده بودند و از سوی دیگر، موج نوآوریهای نیما، قالبهای کهن را در چشم روشنفکران، چون کالبدی بیروح و منسوخ جلوه میداد. غزل، در آن روزگار، نه یک حیات پویا که بیشتر شده بود شبیه یک «احتضار تدریجی»؛ موجودی که در انتظار سپری شدن دوران خود آخرین نفسهایش را میکشید.
در چنین لحظهای که مرز میان «سنت بیجان» و «تجدد بیریشه» مهآلود بود، سید محمدحسین بهجت تبریزی ...
یک روز، میان کاغذهای سفید و داستانهای ناتمام کودکان، متوجه شدم بعضی از مهمترین اتفاقهای کلاس، اصلاً روی کاغذ نوشته نمیشوند.
کودکی روبهرویم نشسته بود و برای قهرمان داستانش مشکلی ساخته بود. قهرمان جایی گرفتار شده بود و باید راهی برای بیرون آمدن پیدا میکرد. پرسیدم:
«حالا چه کار میکند؟»
کمی فکر کرد و گفت:
«نمیدونم... نمیشه.»
همین «نمیشه» برای من تبدیل به یک سؤال شد.
وقتی کودک با یک مشکل روبهرو میشود، چند راه برای ادامه دادن میبیند؟
از آن روز، هنگام کار با کودکان و نوجوانان، گاهی بیشتر از خود داستان، به لحظهای نگاه میکنم که قهرمان قصه به بنبست میرسد. به اینکه کودک چه ...
«یک فیلم هیچ وقت نمیتواند چیز نظری باشد. پشت سر هر فیلمی یک واقعیت ملموس و عملی قرار دارد.»
برگمان
فیلم «فانی و الکساندر» (۱۹۸۳) را باید نقطۀ عطفی در کارنامۀ سینمایی اینگمار برگمان به شمار آورد؛ اثری که اگرچه از دغدغههای همیشگی او چون مرگ، ایمان، تئاتر، سینماتوگراف و کشاکش میان عقل و احساس سرشار است، اما در مقایسه با آثار دیگر داستانمحورتر، شخصیتپردازیهایی کهنالگویی و فضاسازیای منسجمی دارد. زمان بلند فیلم (۱۸۸ دقیقه) وقت کافی در اختیار کارگردان میگذارد تا نهتنها روایتی چندلایه از کودکی، سوگ و رهایی را به تصویر بکشد، بلکه بر پایۀ نظریه کهنالگوهای کارل گوستاو یونگ، ...
مقدمه
کییر کهگور در توصیف ملال میگوید: «چه وحشتناک است ملال- و چقدر ملالانگیز؛ برای توصیف ملال هیچ واژهای قویتر یا واقعیتر از ملالانگیز نیست، چون هر چیزی را تنها با خود آن میتوان شناخت. اگر میتوانستم عبارت بهتر و قدرتمندتری برای آن بیابم، دستکم نشانهای از تغییر بود. بی اینکه کاری کنم روی زمین دراز میکشم؛ تنها چیزی که میبینم تهیبودگی است، زندگی من چیزی بهجز تهیبودگی نیست؛ تنها چیزی که در آن حرکت میکنم تهیبودگی است. حتی رنج را نیز تجربه نمیکنم.»
ملال یکی از بنیادیترین تجربههای انسان مدرن است؛ تجربهای که در آن تکرار، یکنواختی زمان و فقدان تفاوت، ...
نخستین جشنواره موسیقی که در آن پای گذاشتم و ساز زدم جشنواره موسیقی فجر بود. سال ۱۳۶۷ تهران. از آن پس به جشنوارههای دیگر موسیقی هم پایم باز شد با فرنامهای گوناگون. گاه نوازنده. گاه پژوهشگر. گاه سخنران. گاه سرپرست. گاه مشاور. گاه داور و گاه دبیر. از جشنواره موسیقی در دبستان و راهنمایی و دبیرستان و دانشگاه گرفته تا جشنواره نواحی کشور و تیرههای ایرانی و ستایش خوانی و ذکر و ذاکرین و مولودیخوانی و آوای رضوی و موسیقی شرق کشور و موسیقی استان کرمان و موسیقی نواحی استان و دهها جشنواره کوچک و بزرگ دیگر. اینها برای خوش ...
این متن در نهایت احترام به جامعه عزیز ایرانی نگارش شده است که در شرایط بسیار سخت اجتماعی و اقتصادی در دهههای گذشته، با نهایت ذوق و پایبندی به فرهنگ اصیل خود، مسیر آموزشهای هنری را باز نگه داشتهاند.
پیشگفتار
در گفتارهای پیشین درباره روش زبان مادری در آموزش موسیقی و منبع پیدایش آن در آموزش موسیقی کلاسیک غربی مطالبی را ارائه دادم. در متن حاضر به تأثیر جامعه بر انسانها در مسیر آموزش موسیقی میپردازم و این مسئله را با نقلقولی از دکتر سوزوکی آغاز میکنم.
«انسان محصول محیطش است»
هر شخص میتواند با نگاهی ساده و نهچندان دقیق به گذشته خود، به ...
موسیقی ایرانی تاریخی بسیار طویل دارد، حداقل از حدود شش هزار سال پیش گروه نوازی موسیقی در ایران مرسوم بوده و اسناد تاریخی آن موجود است. یک مُهر گِلی از دوران تمدن ایلامیها در شوش که تصویر گروهی از نوازندگان را نشان میدهد، گواه این ادعاست. در طول این هزاران سال، موسیقی ایرانی، بخشِ مهمی از هنر این مرز و بوم بوده و همیشه جریان داشته، اما تاریخِ موسیقی ایران، همچون تاریخِ خودِ کشور، پر از تلخی و غارت و نابودی بوده است. حمله اسکندر مقدونی به ایران در دوران هخامنشیان و ورود فرهنگِ یونانی در دوران سلوکیان، شاید اولین ...
این هفته محمد نوابزاده - عالیجناب محمد نوابزاده - پس از چند سال مبارزه با بیماری در تهران درگذشت. پیکر او را به کرمان آوردند و در آرامگاه هنرمندان به خاک سپردند. تشییعجنازه پرشکوهی هم با حضور هنرمندان و مقامهای شهر از محل تالار فرهنگ و هنر کرمان برای او گرفتند و چند نفری هم در رثای او سخن گفتند.
نواب زاده چند سالی از محیط هنری کرمان دور بود - اخیراً به دلیل بیماری و کهولت سن و پیش از آن هم به دلیل عزلتش در اتاقکی در صدا و سیمای کرمان که مینشست و به صورت هرکه میخواست جلوی ...
در گفتوگوی پیشِ رو سعی بر آن داشتیم تا بیپرده و صریح با «رضا مسلمی»، «مهدی بذرافشان»، «میلاد مرادپور» و «مازیار رشیدصالحی» به واکاوی و چرایی وضعیت پا در هوای انجمن هنرهای نمایشی کرمان بپردازیم. هر یک از این دوستان طی دورههای زمانی مختلف با مسائل مرتبط به انجمن دست و پنجه نرم کردهاند. هرچند پرداختن به این موضوع زوایای پیدا و پنهان بسیاری دارد اما امید داریم تا با ادامه این دست گفتوگوها بتوانیم نوری بر آن زوایا بیندازیم و راه آینده را روشنتر کنیم.
امیر علمدارزاده:
در چند سال گذشته مسائل حقوقی انجمن بالا گرفت، حسب اینکه اساسنامه انجمن تغییر ...
آگوستو بوال کارگردان، نمایشنامهنویس و تئوریسین تئاتر برزیلی، از دل سالها تجربههای مستقل تئاتری و فعالیتهای مدنی- سیاسی، از طریق مفصلبندی میان نظرورزیهای تئوریک انتقادی و کنشمندیهای اجرایی و نیز حول محور معضلات اجتماعی-سیاسی، سیستمی را صورتبندی کرده است که تحت نام کلی «تئاتر ستمدیدگان» شناخته میشود.
سیستم بوال نوعی واکنش انتقادی به تئاتر ارسطویی است و در عین حال فراروی و توسعه سرحدات نظام برشتی را نیز شامل میشود. میتوان پروژه تئاتری او را پسا برشتی یا به شکلی ادامه بوطیقای برشت قلمداد کرد. در نظامهای تئاتری یاد شده مناقشه مرکزی همواره بر سر صورتبندی نوع رابطه میان تماشاگر تئاتر ...
نمایشگاه «عکسهایی در پس» با قابهایی از «مهرداد افسری» و پنج متن بهنمایش گذاشته شد که برطبق ادعای متنهای آن، تصاویرِ این نمایشگاه محصولی بازنمایاننده ناشی از تلاقی ذهن و اتفاق_عینیت_ هستند، تلاقیای که قرار است نهایتاً منجربه برکشیدن و بازتعریف امر عینی شود. باوجود آنچه در متنها ادعا شده باید گفت آرمان هنرمند، اینکه با کوششی نسبتاً بدیع سعی میکند بهوسیلۀ رویکرد مفهومی و عکسبنیان به گسترش دامنۀ سهم عینیت در رشتۀ عکاسی بپردازد و ساحت ابژکتیو این رشته را به چالش بکشد، درخور ستایش است. این درحالی است که آنچه در نمایشگاه بهطور عینی اتفاق افتاده حکایت از ...
بررسی رویکرد هنرمندان ایرانی در وضعیت اکنون ایران سهل و ممتنع است. همواره در تاریخ هنر، رویکرد اخلاقی به رسالت هنر در بحرانها، فجایع انسانی و اجتماعی برانگیزانندۀ گروهی از هنرمندان بوده که در قالب«هنر متعهد» به وضعیت اکنون واکنش نشان میدهند. اما در اینجا پرسش نه این است که چه تعداد اثر «کنشگرایانه و انتقادی» تولید شده یا چه تعداد هنرمند مستقیماً به وقایع اجتماعی سالهای اخیر واکنش نشان دادهاند. سوال اینجاست که؛ تحولات اجتماعی ایران چگونه بر سوژهمندی هنرمندان، شیوۀ ادراک آنها و نظام بازنمایی آثار اثر گذاشته است؟
هنرمندی را تصور کنید که با عمل جراحی دوربینی در ...
کرمانِ عصر قاجار را نمیتوان جدا از خاطرۀ سنگینِ فاجعۀ ۱۲۰۹ ق. فهم کرد؛ سالی که یورشِ «آقا محمّدخان قاجار»، شهر را به صحنۀ کشتار، کور کردن، کوچِ اجباری و ویرانی بدل ساخت و نهتنها جمعیت و زیرساختهایِ شهری، بلکه اعتمادِ تاریخیِ مردم به قدرتِ مرکزی را نیز سخت آسیبپذیر کرد. کوچِ گروهی از نخبگان، صاحبانِ حرفه و اربابِ صنایع، اختلال در تولید و مبادله و فروپاشیِ بخشی از نظمِ اداری، کرمان را برای سالهایی از جایگاهِ پیشینِ خود در مناسباتِ سیاسی و تجاریِ جنوب شرقِ ایران دور ساخت.
ایالت پس از آن مدتی میانِ حکومتهایِ کمدوام، اقتدارِ ناپایدارِ حکامِ محلی، ...
یادداشت
مدتی است که ایرانیها بیش از گذشته دچار شرایطی شدهاند که حتی استفاده از کلمه سخت برای آن باید با احتیاط همراه باشد. به نظر میرسد شرایط سخت و دشوار ناشی از وضعیتی است که امیدی هم برای رفع آن وجود داشته باشد و تلاش منطبق بر اوضاع و تدبیر به موقع میتواند سبب رفع سختی و مشکل باشد. شرایط سخت از دل شرایط عادی و آسانی معنا مییابد و شرایط عادی و روال روزمره ناشی از نظمی فراهم آمده از سیاستگذاریهای با برنامه و آیندهنگر تلقی میشود؛ اما برای ما که شرایط عادی رویدادی استثنایی تلقی میگردد و همیشه ...
ماشینها فقط ماشین نیستند... ماشینها پناهگاه، محل درآمد، مآمن، مرز بین مرگ وزندگی، محلی برای گریه، تفکر ماشینها مرز بین بریدن و استقامت مرز بین تسلیم و فرار و این روزها ماشینها حلقه اتصالاند اتصال امید و انگیزه ... ماشینها در این روزهای خاکستری در حال جنگ و جدال با خستگیاند غافل از اینکه بدانیم فرمانشان دست یک انسان است که برای نان میجنگد پشت فرماناش فردی است که گاهی خود را فراموش میکند و تنها دغدغهاش لقمه نانی است آن هم برای امروزش ...
این روزها چراغهای قرمز زندگی طاقتفرسا است و طولانیتر از هر زمان ...چراغقرمزهایی که ناگزیری ...
امروز صبح که از خانه بیرون آمدم، دیدم سر کوچه سه نفر جلو دکان «حاجآقا مجدالدین، صاحب کرامات و حل مشکلات» صف کشیدهاند. روی شیشه نوشته بود: دعانویسی، طلسمگشایی، بختگشایی و بازگشت معشوق — نقد و اقساط تعجب کردم و داخل رفتم.
گفتم: «حاجآقا، دعانویسی هم قسطی شده؟» گفت: «مگر ندیدی دلار شده دویست هزار تومان؟ وقتی مرغ و پنیر قسطی میشود، چرا دعا نشود؟» گفتم: «یک دعای معمولی چقدر؟» گفت: «هفت میلیون.» گفتم: «هفت میلیون؟!» گفت: «نقدی. قسطی دوازده میلیون.» گفتم: «آخر چرا قسطی گرانتر است؟» گفت: «بهرهی معنوی دارد.»
همینطور که مشغول صحبت بودیم، جوانی وارد شد و ...